روزگار نو
روزگار نو فصل مشترك يك اتفاق ساده اما خیلی خیلی دوست داشتنی است
|
|
توهمات اخلاقی دوستی مثلی می زد از مردمانی در سرزمین آفریقا این دوست خوب من میگفت :روزگاری عده ای از انسانها در سواحل جنوبی آفریقا زندگي مي کرده اند که دچار کوتاهی قد شدید بوده و از همین روی دنیا را نیز از منظر خود تفسیر می نمودند مثلا وقتی میگفتند جنگل منظورشان همان علفزار و یا چیزی شبیه به آن بود و جالب تر اینکه وقتی از آنها میخواستی اعداد را برایتان بشمارند... اینگونه می شمردند: در زمان بعد در باره اخلاق کامنت گذاری برای برخی از دوستان با استفاده از کامنتهایی که در این مدت برای ما گذاشته اند به عنوان شاهدي براي بد اخلاقي اينتر نتي به همرا آي پي هاي مربوطه خواهم آورد تا شايدتحليل هاي مستند براي اين روحهاي مريض افاقه کند. الله اعلم به کل حقایق الامور............... نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
... ... خسته ام؛ حوصله دنیای آدم بزرگها را ندارم.
نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
حقوق به دست آمده وقتي مطلب آقاي مطلق رو خوندم و سري به وبلاگ رضا ولي زاده زدم من هم از ته ته دل خوشحال شدم.
ما هميشه دم از حق و حقوق مي زنيم اما نمونه هاي ما كه مورد ظلم قرار گرفتن كم نيستند هميشه هم شكواييه هاي خودمون رو به اين ور و اون ور برديم اما اونهايي كه به نتيجه رسيدند به تعداد انگشتان دست هم نمي رسند حالا يكي از اونها اتفاق افتاد دوست دارم بنويسم خوشحالم اما ... آزاده نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
خانه ما خيلي خستهام، دلم يك تعطيلات بلند ميخواهد با يك سكوت طولاني، اين وسط بهترين لذت زندگي آماده شدن خونهاي است كه قرار سه هفته ديگه به اونجا نقل مكان كنيم.
خونه آماده است ديشب خواب راحتي كردم خوابي آميخته با كمي دلهره و اظطراب. آزاده نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
من و بیست و پنج سالگی رابطه من با بیست و پنج سالگی کمی با دیگر سالروزهای تولد متفاوت بود اینو زمانی فهمیدم که اولین کسی که گونه ام را بوسید توانست برای اولین بار لذت متولد شدنی رو که توو سال ۶۰ متوجه نشده بودم بالاخره به من بفهمونه.
درست در مرز پاگذاشتن به بیستوپنج سالگی آخرین بخش از تصویر گذشته را هم پاک کردم تا یادم باشه حالا که یک ربع قرن گذشته، حالا در این بیستوپنج سالگی هراس آور، قرار است یک آدم تازه باشم. صبور،ساده، صمیمی در يك كلام خودم باشم. از وقتی نوجوان بودم، همیشه بیستوپنج سالگی برایم یک ترس و دلهره داشت. کابوس بزرگشدن. کابوس روزی که باید هرآنچه که قرار است باشم، شده باشم و تصميم گيري براي اينكه از اين به بعد چگونه باشم. تا قبل از این همیشه حس خوشایند با شیطنتها و سرخوشیهایی بود که بی پروا اونها رو بروز می دادم و حالا، کابوس بچگیهام از راه رسیده. بیستوپنج سالگی برای من یعنی شروع دوره آدمبزرگها به خصوص که فاصله اون با روز عروسی کمتر از سه هفته است. دورهای که نمیتوونم در آن بچهگی کنم. امروز باور کردم که دوره تازهای در پیش دارم. سخت است اما همه حقیقت را با همه عظمتش پذیرفتم مهم این است توویی که باید کمکم کنی حضور داری. آزاده
نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
ورود يك روزنامه جديد "روزنامه كارگزاران" كه به طور مستقيم زير نظر اعضاي حزب كارگزاران فعاليت ميكند ، از امروز روى دكه هاى روزنامهفروشى قرار گرفت. اين روزنامه در ۱۶ صفحه و به سردبيرى محمودصدرى از نويسندگان و روزنامه نگاران صاحب سبك منتشر ميشود. هرچند روزنامه كارگزاران به نظر يك روزنامه حزبى ميآيند اما نويسندگان آن سعي دارند با حفظ اركان اين حزب، حرفهاي رفتار كنند.
بعد از شكست " روزنامه اعتماد ملي " در جذب مخاطب و برابري با روزنامههاي يك ايران عوامل و گردانندگان اين روزنامه درصدد هستند تا شروع خوبي داشتهباشد، ناگفته نماند در اولين روز ورود هم با تغيير قطع، نوع چاپ و همچنين خلاقيت در صفحهبندي توانسته ورود خوبي داشتهباشد.
نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
|
|