روزگار نو
روزگار نو فصل مشترك يك اتفاق ساده اما خیلی خیلی دوست داشتنی است
|
|
بدون شرح اين تیتر یکی از خبرهای امروز روزنامه اعتماد ملي در صفحه اول است.
" حضور مرتضوي وكريميراد در شوراي حقوق بشر " آزاده نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
بيست روز در برزخ ساختماني متروكه كه رنگهاي قديمياش از پشت ديوار تازه رنگ شده، باز هم به چشم ميآيد. پتوهاي نيمهمندرس و آدمهايي كه با وجود استحمام، هنوز هم از پشت چهرههاي كدر و آفتاب سوختهشان چيزي معلوم نيست. اينجا محل نگهداري كارتن خوابهاست؛ تصوري باقيمانده از آدمهاي خميده اي كه در رفت و آمد هرازگاهشان خمودگي زندگي را به ياد ميآورند.
خيابان سوسنگرد را كه بيشتر به شكل جاده تازه جان گرفتهاي است تا جايي نزديك به انتهاي آن ميپيماييم. آفتاب بالاي سر بيابان است و بيابان داغ، زير كفشهايي كتاني كه محكم پايم را چسبيده تا گرما كف پاها را سوزن سوزن كند. گاهي كه به سايه پناه ميبرم، باد شيطنتي ميكند، به سرورويم ميخورد و خنكاي فراموش شدهاي را به رخم ميكشد. مسير را تا انتها پياده گز ميكنيم. روبه روي ساختمان آجر سهسانتي تازهساز كه ميايستيم، تمام تصورمان از مركز نگهداري متكديان فروميريزد. آجرها روي هم چيده ميشود تا مركزي نوساز و تميز قد بكشد. نميدانم از زيادي تابش آفتاب سر ظهر است يا تازهساز بودن ساختمان كه روشنايي زياد آفتاب چشم را ميزند و ناخواسته نگاه را از ساختمان سه طبقه ميدزدد. از پلههاي ورودي بالا مي رويم و در سايه اتاقك نگهباني پناه ميگيريم. روشنايي، هنوز هم از اتاقك شيشه اي به درون سرك ميكشد اما در زير سقف، خبري از گرماي آفتاب نيست. اين گزارش در صفحه امروز شهرآرا چاپ شده با کلی دخل و تصرف برای هماهنگی با سیاست های روزنامه. آزاده نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
سرزمين ليليپوت
شهر كوچك شده بود آدمها، ماشينها، ساختمانها و ... آنقدر كوچك بود كه نميتوانستيم باور كنيم اين همان تهراني است كه صبح يك ساعت و سي دقيقه از وقتمان را در ترافيك آن سر كرديم تا از آسانسور برج ميلاد بالا برويم و در طبق چهارم آن بايستيم و همراه با باد فرياد بزنيم اينك شهري كه دوستش دارم. نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
خاطره براي استاد دات دكتر يونس شكرخواه در آستانه ۵۰سالگي است.استاد دات كه همه او را به عنوان « مرد هميشه آنلاين و تمام ديجيتال مطبوعات ايران» ميشناسند دوم تيرماه ۵۰ساله خواهد شد. سيدفريد قاسمي –تاريخ متحرك مطبوعات ايران- پا پيش گذاشته است و مي خواهد با انتشار ويژه نامه ای به معرفي دكتر شكرخواه از زبان و نگاه همنسلان او و شاگردانش بپردازد.
قرار است در ويژه نامه ياد شده، همنسلان دكتر به ارائه ديدگاههایشان در مورد او و آراي وي در حوزه ارتباطات بپردازند و نسل ما خاطرههاي خود را از دكتر بنويسد.حالا هر كس خاطرهاي از استاد دات دارد و مي خواهد به استاد اداي دين كند، خاطرهاش را به صورت تايپ شده در Word به نشاني اينترنتي vali_1354@yahoo.com بفرستد. آخرين مهلت ارسال آثار تا ۲۴ خرداد ماه است، بهتر است دوستان خاطره هایشان را تا زمان انتشار ويژهنامه در وبلاگهايشان منتشر نکنند. آزاده نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
فرازهايي از يك گزارش پشت ميزي "در دفتر روزنامه، دبير سرويس با پيشنهاد او برای تهيه گزارشی از زنان فالگير در بازار تهران مخالفت می کند. استدلالش اين است که بازار جای تهيه گزارش برای زنان نيست.
اين اولين باری نيست که او به دليل زن بودنش نمی تواند گزارشی را دنبال کند. برافروخته از مشکلاتش به عنوان يک زن روزنامه نگار می گويد: "زنان روزنامه نگار با يک "سقف شيشه ای" در حرفه خود روبرو هستند که مانع از پيشرفت آنها می شود. نوعی قوانين نانوشته. مثلا زنان به ندرت دبير سرويس می شوند. در برخی روزنامه ها زنان را به سرويس های سياسی و اقتصادی راه نمی دهند. وقتی که يک خبرنگار زن گزارش خوبی تهيه می کند به جای اينکه او مورد تشويق قرار بگيرد، دبير سرويس تشويق می شود". این قسمت کوتاهی از گزارش بی بی سی در مورد وضعیت زنان روزنامه نگار در ایران است. من هم مثل بهمن و آزاده معتقدم گزارش در قسمت هايي کاملا غیرمنصفانه است. به قول ندا برعکس گزارش بیبیسی، اتفاقا در رسانهها اگر بخواهند نیرو بگیرند، زنان در اولویت هستند به دو دلیل؛ توانایی آنان و دستمزد کم.( اصلا این شعار یکی از رسانههای ایران بود: دختر دانشجو و مجرد). زمانی بهروز گرانپایه، بر اساس نمونه گیری غیراحتمالی پیمایشی را برای انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران انجام داده بود که نتیجه آن را قابل تعمیم به کل جامعه روزنامه نگاران می دانست. با نگاهی به آمارهای ارائه شده در این پیمایش که به زنان مرتبط بود نابرابری در مورد این قشر از روزنامه نگاران بیشتر به چشم می آید. میانگین حقوق روزنامه نگاری 235 هزار تومان است که سهم زنان 176 هزار تومان می شود درحالی که مردان به طور متوسط ماهی 266 هزار تومان حقوق می گیرند البته فکر نکنید مردان خیلی بیشتر از زنان کار می کنند 1/8 ساعت کار روزانه زنان است و 9/8 ساعت مردان، طبق آمارهای ارائه شده میانگین سنی روزنامه نگاران زن 2/31 و مرد 35 سال است یعنی جامعه روزنامه نگاران ایران، جوان است. به نظر ميرسد گزارشگر بي بي سي به دور از فضاي روزنامه نگاري ايراني به نوشتن يك گزارش پشت ميزي پرداخته و قوه تخيلش زيادي كار كرده است به خصوص وقتي مي نويسد "آزاده در ميان ترس از حکومت، ترس از بيکاری، فشارهای اجتماعی و کارهايی که به دليل زن بودنش به او تحميل می شود، با دلواپسی يک روز کاری ديگر را دنبال می کند. داخل پرانتز (اما یک نکته در مورد اين گزارش سکوت كساني است که سنگ آزادی زنان را به سینه می زنند و برای ورود به عرصه هاي مثلا ورزشي سينه سپر مي كنند اما براي زير پا گذاشتن حقوق زنان در محل كار و دروغ پراكني در مورد ابتدايي ترين فعاليت روزنامه نگاري ـ بخوانيد تهيه گزارش ـ دم نمي زنند.) آزاده نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
تكدي؛ شغل، جرم يا اجبار؟ بهبود وضعيت اقتصادي و تأمين شغل مناسب از يك سو و مبارزه بنيادين با باندهايي كه متكديان را هدايت مي كنند از سوي ديگر به عنوان دو اصل اساسي در برخورد با متكديان شمرده مي شود؛ موضوعي كه دكتر حسيني آن را در سرفصل برخورد با آسيب اجتماعي به نام تكديگري قرارميدهد.
شايد بي اعتنايي به اين دو موضوع باعث شده تا با گذشت نزديك به يك ماه از طرح جمع آوري متكديان در تهران ۵۹ درصد از متكديان جمع آوري شده از سطح شهر تهران همچنان بلاتكليف مانده باشند. از ۲۲ ارديبهشت ماه كه طرح جمع آوري متكديان در سطح شهر تهران آغاز شده بيش از ۳۷۶ متكدي از سطح شهر جمع آوري شدند، نوريان ميگويد:«از بين ۳۷۶ متكدي جمع آوري شده، براي ۱۵۱ نفر آنها حكم صادر شده است و بر طبق اين حكم صادره ۱۲نفر از اين افراد به اداره اتباع خارجي، ۲۱ نفر به سازمان بهزيستي، ۲ نفر به كميته امداد امام خميني(ره)، ۲۳نفر به مركز قرچك، ۲۷ نفر به زندان قزل حصار و ۸ نفر به زندان اوين فرستاده شدند.» اما بلاتكليفي ۲۲۵ نفر از متكديان جمعآوري شده و عدم تصميمگيري براي آنها موضوعي است كه نميتوان به راحتي از كنار آن گذشت. آنچه كه تصميم گيري در اين زمينه را سخت تر ميكند بلاتكليفي ۵ كودكي است كه در بين اين ۲۲۵ نفر قرار گرفتهاند و معاونت اجتماعي شهرداري تهران جاي مشخصي براي نگهداري آنها ندارد. اين مطلب با كمي تاخير در صفحه امروز شهرآرا چاپ شده است. آزاده ![]() نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
روزهاي متغيير بعد از ۸ روز مرخصي روزهایکار شروع شد. ديروز در لحظه ورود با كلي تغيير و تحول در وضعيت ظاهري روزنامه رو به رو شدم، و بعد هم خبرهاي مختلف از وضعيت بچهها...
تمام بچههايي كه در صفحات لايي و رويي كار ميكردند به يك تحريريه منتقل شدهبودند براي تعديل نيرو هم چند نفري از مجموعه حذف شدند و تعدادي از بچههاي صفحات رويي به همشهري بينالملل رفتند البته قبل از رفتن به مرخصي ــ دوشنبه هفته گذشته ــ ۵ صفحه لايي حذف شده بود اما در نهايت آنچه كه بيشتر به چشم ميآمد زمزمههاي تغيير سمت آقاي زائري از سردبيري به معاون فرهنگي روزنامه بود. امروز ساعت ۷:۴۵ دقيقه با آقاي زائري وارد روزنامه شدم و در تمام طول راه بين در ورودي تا تحريريه به نوشتههاي رويا كريميمجد و ميثم قاسمي فكر ميكردم، از بين اونها برداشت گويا نيوز از اين تغييرات همشهري برام جالبتر بود. آزاده نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
رسانه در میراث جشنواره رسانه ای میراث فرهنگی دیروز برگزار شد. مطالب در قالب خبر، گزارش،گفتگو، مقاله، نقد، يادداشت، سرمقاله، عكس و طرح بررسی شده بود و از همشهری در بخش گزارش مریم پاپی رتبه اول رو کسب کرد و گزارش " طاق چشمه ای بین دیروز و امروز " که در مورد پیاده راه سازی در این کوچه قدیمی است تونست رتبه سوم رو بگیره.
جزییات خبر رو اینجا ببینید. آزاده نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
|
|