تبليغاتX
روزگار نو - زن زیادی

روزگار نو فصل مشترك يك اتفاق ساده اما خیلی خیلی دوست داشتنی است






زن زیادی  

و این من

زنی تنها

در آستانه فصلی سرد

رفتم و " زن زیادی "  رو دیدم " تهمینه میلانی " این بار کمی بهتر از " واکنش پنجم "  کار کرده بود هر چند فیلم در ژانرهای مختلف و تصویرسازیها مانند فیلم قبلی دچار مشکلاتی بود که نمیشد از اون چشم پوشی کرد اما در نهایت موضوع و تم کلی داستان که برابری را در هر جنسی به رخ می کشید ـــ اینکه خیانت از طرف هر فردی غیر قابل گذشته ـــ بیش از هر چیز دیگه ای برام قابل احترام بود اما متاسفانه آخر داستان مثل همیشه خراب شده بود.

بعد از فیلم این فرصت رو داشتم تا در خیابون ولیعصر قدمی بزنم دخترها و پسرهایی رو ببینم که دست در دست هم خوشحال از خیابون می گذشتن . به اتفاقات این چند هفته و  فیلمی که دیده بودم فکر کردنم . " میلانی "  موضوع خوبی رو برای داستانش انتخاب کرده بود و تلاشش برای اینکه نشون بده زنها در جامعه ایرانی در برخوردهای با جنس مخالفشون تا چه حد از حقوق اجتماعی خود چشم پوشی می کنن و حتی نیاز به چیزی که در اصطلاح کلی ایرانی تکیه گاه گفته میشه تا حتی که یک معلم مدرسه تن به زندگی با یک مرد هرزه می ده تا به قولی سایه ای بالای سرش باشه " ترس از آبرو " .

نمی دونم چی شد اما در همین حال و هوا تکه هایی از فیلم " کاغذ بی خط " تووی ذهنم شکل گرفت  به نظر به هم بی ربط میاد اما من مرتبا به نقش زن های این فیلم و تمام زن هایی که در اطرافم دیده بودم فکر کردم زنی که برای نوشتن فیلم نامه خودش از خانواده دور میشه ــ در کاغذ بی خط ــ  و زنی که برای داشتن شوهر لابالیش ـــ در فیلم زن زیادی ـــ با اون همراه میشه و ذلت حضور معشوقه او رو هم می پذیره  گاهی مادرهایی تووی ذهنم می آمدند که دم در دادگاه خانواده برای جدا نشدن از شوهرشون و موندن در کنار بچه ها تن به هر نوع زندگی می دادند.

ما زنده ایم که زندگی کنیم یا باید زیر غرور کاذب و مسخره افراد له و لورده بشیم...؟؟؟!!!

نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |