روزگار نو
روزگار نو فصل مشترك يك اتفاق ساده اما خیلی خیلی دوست داشتنی است
|
|
جشنواره آی جشنواره یکی از دوستام که دانشجوی مهندسی شیمی نساجی دانشگاه امیر کبیره وداره تو بخش آمار پروژه های تحلیل محتوا کمکم می کنه اصرار داشت که حتما براش کارت جور کنم تا اونم بتونه برای دیدن جشنواره مطبوعات بیاد تالار وحدت -دریغ از اینکه مراسم های مطبوعاتی این روزها آنقدر کم شرکت کننده هستن که تقریبا حضور عموم علاقمندان هم هیچ وقت نمی تونه صندلی های در نظر گرفته شده رو پر کنه - وقتی وارد تالار وحدت می شیم می فهمه که کارت دعوت و... وجود نداره که اون به خاطرش این همه اصرار می کرد.
کلیپ جشنواره تنها تصاویری است از داورن جشنواره که دور یک میز نشستن و دارن حرف می زنن یا احیانا میوه می خورن. دوستم می پرسه: یعنی تو این همه اتفاق مطبوعاتی شماها دیگه اتفاق یا مساله به غیر از حرف زدن این چند نفر در عرصه مطبوعات وجود نداره که کلیپ جشنوارتون اینجوری خسته کننده نشه؟ بعد از سخنرانی خانم مفیدی هنوز صندلی های خالی در سالن پایینی تالار وحدت وجود داره تا همکارانی که دیر رسیدن اونجا بنشینن و مجبور نباشن برن طبقات بالایی تالار. مزروعی که سخنرانی خودشو شروع می کنه اول میگه که نمی خواد زیاد حرف بزنه چون در مورد حرف های سالهای گذشته همیشه سو تفاهم پیش اومده اما بعد از خوندن خطبه ای از نهح البلاغه چونش گرم میشه حکم توقیف روزنامه اقبال رو می خونه دوباره اونو شاهکار قوه قضاییه اعلام می کنه و اونچه که لازم میدونه رو به قوه قضاییه می پرونه. بعد هم لوح مسجد جامعی رو از میان هدایا برمی داره و خودش همینجوری اونو اهدا می کنه به وزیر ارشاد. مزوعی میگه که الان در فصل زمستان مطبوعات ایران هستیم. ( شمس الواعظین کنار ما نشسته. در مورد مزوعی ازش می پرسیم و کارایی که می کنه. شمس می گه من آقای مزروعی رو اصلا روزنامه نگار نمی دونم اینها یاداشت نویسای مطبوعاته ". می پرسیم آخه پس چرا میشه رییس انجمن صنفی ما؟ میگه :" خوب خودتون بهشون رای میدین." در مورد بچه های خبرگزاریها و مشکلاتشون برای عضویت در انجمن بحث می کنیم. می گه "اونها هم می تونن عضو انجمن بشن . من حتی معتقدم خبرنگاران رادیو وتلویزیون هم باید در این صنف باشن. اما یه مشکل اساسنامه ای هست که باید اصلاح بشه ". می گم:" ای آقا 5 سال پیش که ما ایسنا بودیم خانم رستگار هم همین حرفارو میزد. بعد هم دکتر فاتح با همین آقای مزوعی تماس گرفته بود .اونم گفته بود که بچه های انجمن تعداد خوشون زیاذ الان بخواییم خبرنگارای خبرگزاریها رو هم بیاریم تو انجمن جمع و جور کردنش سخت می شه"- همه جملات نقل به مضمون است چون قضیه مربوط به سال 1379 مشه واحتمالا سرکار خانم معصومه محمدپور از همکاران محترم ایسنا کل قضیه رو با جزییات بیشتر به یاد داره". جشنواره با سخنان وزیر ارشاد و به تعبیر دوست پلی تکنیک یم حرف های تکراری و به تعبیر برخی دوستان مطبوعاتی فرصتی برای استراحت- چرت زدن در سالن- ادامه پیدا می کنه . وزیر مدام به آمار استناد می کنه و ما به یاد آمارهای ارائه شده توسط خاتمی و آمارهای برادر بزرگتر در 1984 جرج ارول درباره شکلات می افتیم. جوایز اهدا میشود. مرضیه هم جایزه می گیرد. بعضی بچه های روزنامه های دیگر شاکی هستند. جشنواره را می گویند:" جشنواره داخلی برگزیدگان شرق". اما هر سال از این حرف ها هست. یکی از بچه های شرقی به اون یکی که از همشهری آمده می گویید: " ناراحت نباشید سال بعد همه جوایز برای همشهری کیهان و ایران است. ما امسال سال آخرمون بود." پایان مراسم اما ناگواره. گریه های معصومه شفیعی همسر گنجی در خواست کمک او از روزنامه نگاران. خارج از سالن هم سحر خیز با مزوعی دعوایش می شود که چرا با وجود دو یاداشت درخواست وقت سخنرانی برای شفیعی او با این در خواست موافقت نکرده؟ و مزروعی می گویید که این برنامه مراسمی بوده برای انجمن صنفی نه اکبر گنجی. دوستم میپرسه: اگر اینجور بود پس چرا خود مزروعی فقط نامه توقیف اقبال رو خوند و اینهمه به قوه قضاییه راجع به اون تیکه انداخت؟ راجع به جوایز و داوری ها و بیانیه چیزی نمی دونم که بنویسم. بعضی ها شاکی بودن. بعضیها بی تفاوت برخی هم راضی. نتیجه: خدایی من اشتباه کردم دیگه دوستای غیر مطبوعاتی رو که از فضای مطبوعات خبر ندارن نمییارم تو همچین جاهایی. نوشته شده توسط آيدين جهانبخش نوشته شده توسط مهدي و آزاده | لینک ثابت | موضوع: |
|
|